| صفحه اصلی آموزشانتشارات | موضوعات تحقیقاتی | حمایت پایان نامه | مدل بلوغ مدیریت پروژه مدل تعالی سازمان | اخبار | پترونت | درباره مرکز تماس با ما |

 
  مقاله و یادداشت

مدیریت تغییر

مدیریت تغییر، گام هایی برای مدیریت تغییر موفقیت آمیز - محمدرضا فرج مشایی

تنها چيزي كه در يك كسب و كار ثابت است "تغيير" مي باشد. چه دوست داشته باشيد و چه دوست نداشته باشيد ادامه ...

 

مديريت دانش

چرایی مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور - عبدالکریم پهلوانی
در دهه 1980، دانش کم کم به عنوان مبناي اصلي ارزش سرمايه به دارايي فيزيکي تبديل و تثبيت گرديد و علاقه فراواني را در اين زمينه ايجاد نمود.  ادامه...

سازمان پروژه محور

 سازمان پروژه محور - علی بیاتی
سازمانهاي پروژهمحور، سازمانهايي هستند كه در آنها غالب محصولات براي مشتريان، طرحي از پيش تعيين شده يا سفارشي محسوب نميشوند. ادامه ...  

       آرشیو مقالات و یادداشت ها
 

  اطلاعات تماس مرکز


  تهران، خ کریم خان، شماره 39

 

  تلفکس: 88842453-21-98+

 

  ایمیل: Admin@pmir.com 

 

    آرشیو تجارب و آموخته ها
  مدیریت بحران : مهندس داود رضا رباني

مدیریت بحران - مهندس داود رضا رباني

 
و اما مديريت بحران؛ با توجه به حضور شما در پروژه‌ها و كارخانه‌هاي بزرگ، بي‌گمان با بحران‌هاي بزرگ و پيچيده‌اي مواجه شده‌ايد. در شرايط بحراني چه رفتار و شخصيتي داريد؟

در آلومينيوم‌سازي اراك، كارخانه يك مديرعامل و يك قائم‌مقام مديرعامل داشت؛ من هم مدير كارخانه بودم. كسي‌ كه در سمت قائم‌مقام مديرعامل در آن‌جا كار مي‌كرد، به اندازه‌اي خونسرد بود كه همكاران مي‌گفتند او خونسرد نيست، بلكه خونش منجمد است. اگر اغراق و تعريف از خود نباشد، من نيز در هنگام بحران، چنين ويژگي‌اي دارم و  خونسرد و آرام هستم.

خاطره‌اي نيز از يك بحران جدي در آلومينيوم‌سازي اراك به ‌ياد دارم. در پنجم مرداد 1365، آن كارخانه براي نخستين بار در جريان جنگ تحميلي بمباران شد. آن روز وضعيت بسيار بدي بود؛ چرا كه 34 نفر از كاركنان شهيد شدند و شمار زيادي هم جراحات شديدي برداشتند. ديگر كاركنان هم كه وحشت‌زده شده بودند، مي‌خواستند از كارخانه بيرون بروند، اما حراست به آن‌ها اجازة خروج نداده بود و در نتيجه، همگي پشت در كارخانه جمع شده بودند.

در آن وضع ناگوار، مديرعامل كارخانه به‌جاي آن‌كه اوضاع را آرام كند، مي‌گريست به اين سو و آن‌ ‌سو مي‌دويد. من و قائم‌مقام مديرعامل كه بسيار آرام و خونسرد بود، تصميم گرفتيم سروساماني به اوضاع بدهيم. او به وضعيت شهدا و مجروحان رسيدگي كرد و من نيز به سراغ كاركناني رفتم كه پشت در كارخانه جمع شده بودند تا آن‌ها را به سر كارهايشان برگردانم. حقيقت اين است كه چون تجربه‌اي از متوقف شدن كارخانه نداشتيم، بسيار نگران بوديم.

در مجاورت خروجي كارخانه، مشاهده كردم كه بيش از 1000 نفر آن‌جا جمع شده‌اند. سعي كردم با صحبت‌هايم آن‌ها را آرام كنم و سپس متقاعدشان كنم كه به سر كارهايشان برگردند. خوشبختانه، كاركنان در آن زمان به كارخانه احساس تعلق و مسئوليت داشتند و به ‌سرعت به سر كارهايشان برگشتند؛ امروزه ديگر كاركنان چنين حسي در مورد محل كار خود ندارند.

در پتروشيمي هم تجربه‌اي از رويارويي با بحران‌هاي جدي داشته‌ايد؟

بله؛ زماني كه در پتروشيمي اراك كار مي‌كردم، هم‌زمان دانشجوي دورة كارشناسي ارشد بودم كه كلاس‌هاي آن اول صبح يا در پايان هر روز تشكيل مي‌شد. يك روز صبح، همراه با مهندس بيگي كه در حال حاضر مديرعامل شركت پتروشيمي جم است، در كلاس بوديم كه همكاران خبر دادند تأسيسات يكي از واحدها دچار آتش‌سوزي شده است و ما بايد به ‌سرعت خودمان را به آن‌جا برسانيم.

من و مهندس بيگي خود را به محل آتش‌سوزي رسانديم و كوشيديم اوضاع نابسامان آن‌جا را كنترل كنيم تا آتش هرچه سريع‌تر خاموش شود. آقاي بيگي بسيار شجاع و نترس‌اند؛ تا آن‌جا ‌كه وارد محدودة آتش شدند و براي خاموش‌كردن آن، دست به‌ كار شدند. حتي در آخر كار كه بخشي از آتش در يكي از طبقات واحد خاموش نشده بود، ايشان به هر ترتيبي كه بود، خود را به آن طبقه رساندند تا آتش را مهار كنند.

نكتة جالب اين‌جاست كه رئيس آتش‌نشاني اراك به من مي‌گفت: " تاكنون نديده‌ام كه جايي مشكلي پيش بيايد و تو آن‌جا حضور نداشته باشي". به‌هر حال، معتقدم كه همين حضور به‌موقع، بسيار مؤثر است و مي‌تواند باعث آرام شدن وضعيت شود.

پس از خاموش كردن آتش و مهار بحران، مهندس رهگذر، مديرعامل وقت شركت ملي صنايع پتروشيمي و مهندس آقازاده، وزير نفت وقت براي بازديد از مجتمع به اراك آمدند. آقاي رهگذر جملة آموزنده‌اي با اين مضمون به من گفتند كه: "وقتي قبول مي‌كنيم اين كارخانه را به‌جاي خارجي‌ها، به دست شما بدهيم، بايد اين ريسك‌ها را هم بپذيريم."

علت وقوع اين آتش‌سوزي چه بود؟

علت آتش‌سوزي در وهلة اول يك اشتباه فني كوچك از نيروهاي شاغل در آن واحد بود كه در نصب يك عدد شير يك‌طرفه كوتاهي كرده بودند. در وهلة دوم، اشتباه فني بزرگ‌تر از گروه‌هايي سر زد كه با روش اشتباهي مي‌كوشيدند آتش را خاموش كنند. اقدام آن‌ها به افزايش ميزان آتش‌سوزي‌ها انجاميد. در آن زمان هيچ‌يك از گروه‌هاي بررسي‌كنندة حادثه متوجه علت اصلي آن نشدند و تنها خودمان به آن پي برديم.

يعني تا به امروزه ناگفته مانده بود؟

بله؛ تا كنون كسي، مگر ما، متوجه علت آن آتش‌سوزي نشده است.

هنوز هم بايد در پس پرده بماند؟

ديگر لزومي ندارد پنهان بماند. من هم كه اين موضوع را براي شما مطرح كردم.

به نظر شما، مدير ارشد يك سازمان چه وظيفه‌اي در زمينة پيش‌بيني بحران دارد؟

بحران كه خبر نمي‌دهد! هرگاه بحراني اتفاق مي‌افتد، بايد بررسي كرد كه از چه نوع بحراني است تا بتوان تصميم گرفت.

اجازه دهيد اين پرسش را به گونة ديگري مطرح كنيم. يكي از مديران مجموعة پتروشيمي باور داشت كه ما در بسياري از موارد، پس از مهار يك بحران مي‌گوييم "اين‌بار هم به خير گذشت". اما اگر وقايع مربوط به هر بار گفتن اين جمله را به صورت منظم گردآوري كنيم، با استفاده از اطلاعات آن مي‌توانيم از بسياري از بحران‌ها جلوگيري كنيم. شما در اين‌باره چه نظري در اين‌باره داريد؟

غالباً كم‌اند كساني‌كه اين نوشته‌ها را به‌ دقت مطالعه كنند. در نتيجه، گرد‌آوري اين نوع اتفاقات سود چنداني ندارد. براي مثال، خود من حتي يك صدم كتاب‌هاي كتابخانه‌ام را نخوانده‌ام.

براي جلوگيري از بحران يا كاهش آن، بايد افراد مجرب را در جايگاه‌هاي درست به كار گيريم. اين روش، در مقايسه با آموزش نظري، تأثيرگذارتر است. فرض كنيد كسي مي‌خواهد رانندگي ياد بگيرد و براي اين منظور كتاب آيين‌نامة رانندگي را صدها بار مي‌خواند. بي‌ترديد، او با اين روش نمي‌تواند رانندگي ياد بگيرد؛ بلكه بايد وارد ميدان عمل شود و در آن‌جا شيوة درست كار را بياموزد.


  تجربیات
هدایت و رهبری

مهندس داود رضا ربانی
خوشبختانه يا متأسفانه، بيش‌ترين تجربة من از سازمان‌هايي است كه پيش از حضور من وجود نداشتند و در واقع، من از بنيان‌‌گذاران آن‌ها بودم. ادامه ...

تصمیم گیری

مهندس مهدی حمیدی
بي‌ترديد، هيچ چيز به اندازه تصميم درست و به‌موقع در موفقيت يك سازمان سودمند نيست. در واقع، تصميم‌گيري صحيح، نيروي محركه و اساس حركت هر سازماني است. ادامه ...

             آرشیو تجربیات
 
  اطلاع رسانی
 
 
 

دد
www.petronet.ir